| :: شهيد حميد كاشاني |
 |
| فرزند احمد |
|
مسئوليت : |
| متولد 1361 در گرمسار |
|
تاريخ شهادت : / / |
| تحصيلات : پنجم ابتدايي |
|
محل شهادت : ايلام - - مهران |
| شغل : |
|
نحوه شهادت : |
| تاهل : مجرد |
|
عمليات : |
| يگان : |
|
محل دفن : گلزار شهداي كهن آباد گرمسار |
| مدت حضور ماه و روز |
|
بنياد : گرمسار |
| |
|
| |
| |

مجموعه خاطرات
نويسنده : سيده فهيمه ميرسيد
روز آخر كه ميرفت بدرقهاش کردم و گريه افتادم. گفت: « مادر، گريه نكن، من برم مييام كمكت ميكنم تا زندگيمون بهتر بشه و از اين سختي نجات پيدا كنيم! ».
او رفت اما من هنوز منتظرم که بيايد به ما كمك كند.
مادر شهيد
از باغ آمد. گوسفندها را از چرا آورده بود. گفتم: « ننه، چيزي نداشتم غذا درست كنم! ».
با خنده گفت: « خدايا، ننه ما براي همه چيز غصه ميخوره! نون كه داريم، همون رو ميخوريم! ».
نان و ماست آوردم. مشغول خوردن شد. من و خواهرش صحبت ميكرديم. غذا را نخورد و از اتاق بيرون رفت. دنبالش رفتم وگفتم: « حميد، چرا غذا نخوردي؟ ».
با ناراحتي گفت: « اگه چيزي نداريم عيبي نداره، اما نذارين اين نون خاليمون رو با غيبت مردم بخوريم! ».
مادر شهيد
با شنيدن صداي اذان وضو ميگرفت و نماز ميخواند. به من ميگفت: « مادر، نماز اول وقت خوبه! ».
مادر شهيد
همسايهاي داشتيم كه پير و سالخورده بود و پايش درد ميكرد. حميد به او گفت: « هر وقت ميخواي بري جايي به من بگو تو رو ميبرم و دوباره برميگردونم! ».
بعد از شهادت حميد، او بيشتر وقتها برايش گريه ميكند و قرآن ميخواند.
مادر شهيد
پدرم تعريف کرد و گفت: « من ييلاق بودم. حميد از سربازي که آمد موتورش رو برداشت و پيشم آمد. از دور او رو ديدم خوشحال شدم. به من كه رسيد دستهايم رو بوسيد و كفشهايم رو در آورد و گفت:’ پاهات خسته است بوسيدن اونا ثواب داره!‘».
موقع خداحافظي به پدرم گفت: « پدر، برام دعا كن، اگه برگشتم كار ميكنم تا تو تنها نباشي، همه زحمتهاي تو رو جبران ميكنم! ».
با رفتن او دلم گرفت.
فاطمه(خواهر شهيد)
سال هزار و سيصد و شصت و يك به دنيا آمد. پدرش احمد، با كشاورزي و دامداري خانواده را اداره ميكرد. چهار برادر و سه خواهر ديگر نيز دارد. در سالهاي جنگ كودكي هفت ساله بود. به خاطر وضع مالي خانواده تا پنجم ابتدايي بيشتر نخواند. سال هشتاد و يك به خدمت سربازي رفت. شش ماه در شاهرود بود و بعد به ارتفاعات كلهقندي در منطقه مهران مشغول انجام مأموريت بود که با عبور از روي مين جراحات شديدي برداشت و شهيد شد. در گلزار شهداي كهنآباد گرمسار دفن شد.
زندگينامه
+
نوشته شده در شنبه
1386/06/10ساعت 16:1 توسط قدرت الله قندالی
|