تبليغاتX
.:روستای زیبای کهن آباد:.
.:روستای زیبای کهن آباد:.
به پایگاه اطلاع رسانی روستای زیبای کهن آباد خوش آمدید
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1388/11/13 توسط قدرت الله قندالی |

 

تزیین خیابان اصلی روستا با تصاویر شهدای گرانقدر

همزمان با اولین روز دهه مبارک فجر تمثال مبارک ۲۶ تن از شهدای گرانقدر روستای کهن آباد

به همت پایگاه مقاومت ابوذر غفاری

در خیابان اصلی روستا نصب شد. در این مراسم که فرمانده سپاه گرمسار ، رئیس بنیاد شهید

و امور ایثارگران گرمسار، خانواده های معظم شهدا و بسیجیان و جمعی از اهالی حضور داشتند فرمانده

پایگاه ابوذر غفاری کهن آباد زنده نگه داشتن نام و یاد شهدا را یادآور شد و گفت هدف ما خشنود

کردن دل خانواده شهدا است.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1387/11/12 توسط قدرت الله قندالی |

همزمان با ایام الله دهه فجر

مراسم یادواره شهدای حوزه مقاومت سید الشهدا (ع)

پنجشنبه ۱۷ بهمن ماه در مسجد جامع الزهرا (س) کهن آباد

با حضور بسیجیان ، خانواده های معظم شهدا ، ایثارگران ، اقشار مختلف مردم

مسئولین و همرزمان آنان از ساعت ۱۴ الی ۱۶ برگزار می شود

 

گفتني است كهن آباد ۲۲ شهيد دارد و دارای مرقد مطهر ۳ شهيد گمنام می باشد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1387/11/10 توسط رضا قندالی |

پرندگان مهاجر زشهر ما رفتند               دريغ و درد ندانم كه تا كجا رفتند

با نهايت تأسف و تأثر شهادت پاسدار جانباز

شادروان: كربلايي عباس صفوي پناه

فرزند مرحوم نظرعلي صفوي پناه

پدر آقايان سعيد و صادق صفوي پناه

برادر آقايان محسن و حسين صفوي پناه

را به اطلاع عموم دوستان و آشنايان محترم مي‌رسانيم

ايشان ساكن خاورشهر بوده و پدر و مادرش كهن آبادي مي‌باشند.

وي بازنشسته سپاه بوده و به عنوان تخريب‌چي هم فعاليت مي‌كردند.

وي در سن 40 سالگي به علت شيميايي بودن و داشتن سرطان خون در روز تاسوعا دار فاني را وداع گفته و به درجه رفيع شهادت نائل شدند.

وي را در گلزار شهداي روستاي محمود آباد حومة خاورشهر به خاك سپردند.

ضمناً در سال 82 دختر 3 ساله‌اش نيز به علت داشتن سرطان خون فوت نمود.

تسلیت واژه کوچکی است در برابر این غم بزرگ. روحش شاد و یادش گرامی

اين خبر مربوط به روز تاسوعاي حسيني امسال -17/10/87- مي‌باشد

 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1387/10/29 توسط قدرت الله قندالی |

مسعود دهقاني

موضوع: مسعود دهقانی جانباز کهن آبادی که ۸ سال پیش در تهران مفقود الاثر شده

منبع این مقاله: روزنامه وطن شماره ۵۴

تایپ مقاله: سجاد سلیمانی

مسعود دهقانی - فرزند محمد دهقاني فرزند اوستا ابراهيم آهنگر -  ساکن روستای کهن آباد گرمسار، 15ساله بود که عازم جبهه شد نوجوانی ریز نقش که باشناسنامه دست کاری شده، مجوز حضور در جنگ را گرفت. به گفته دوستانش روز اعزام واحد تدارکات، کفش و لباس متناسب با جثه وی نداشت. لباسهای گشاد خاکی رنگ، به قول معروف به تنش گریه می کردند، گویا لباسها نیز از سرنوشت وی اطلاع داشتند که وی روزی به خیل جانبازان مظلوم اعصاب و روان خواهد پیوست و ناباورانه در سرمای زمستان (یازدهم دی ماه1380)در حالی که لباس مناسب با سرمای زمستان به تن ندارد، در کمال مظلومیت در تهران مفقود شده و به جمع مفقودالاثرهای جنگ می پیوندد، با این تفاوت که خانواده مفقودالاثرها، امیدشان به پلاک دور گردن فرزندشان و گروه‌های دل سوز تفحص هست، اما پدر و مادر مسعود به کجا امید داشته باشند و به دیگران چه بگویند؛ بگویند: «پسرمون تو کدام عملیات مفقود شده؛» از مظلومیت وی همین کافیست که در آن ایام هیچ کدوم از مسئولان بنیاد و دست اندرکاران آسایشگاه، پیگیر مساله مفقودشدن «مسعود» نبود و تنها اقدامشان، چاپ یک آگهی در روزنامه،‌آن هم 40 روز بعد بود و هیچ کس درباره این مساله مورد سوال و توبیخ قرار نگرفت و پس از مدتی به جای پاسخ به اولیای وی درباره وضعیت فرزندشان، حقوق و مستمری ناچیزی که به خانواده پرداخت می شد نیز قطع شد! در ادامه مطالب فیلمنامه ای که در مورد این جانباز ساخته شده مطالبی آورده‌ايم . بر روي ادامه مطلب كليك فرماييد.  


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1386/12/13 توسط قدرت الله قندالی |

تصویری از چهره نورانی شهید والامقام یوسف عامری

--------------------------------------------

برای دیدن در اندازه واقعی برروی عکس کلیک کنید

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1386/07/01 توسط قدرت الله قندالی |

عکسهایی از شهیدان والامقام روستای کهن آباد

TinyPic image

شهید حمید کاشانی - شهید سید ابراهیم دهقانی - شهید عطا الله ریاضی - شهید محمد دهقانی   

 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1386/06/10 توسط قدرت الله قندالی |

زندگی نامه و  وصیت نامه شهید والامقام حمید کاشانی

سال هزار و سيصد و شصت و يك به دنيا آمد. پدرش احمد، با كشاورزي و دامداري خانواده را اداره مي‌كرد. چهار برادر و سه خواهر ديگر نيز دارد. در سال‌هاي جنگ كودكي هفت ساله بود. به خاطر وضع مالي خانواده تا پنجم ابتدايي بيشتر نخواند. سال هشتاد و يك به خدمت سربازي رفت. شش ماه در شاهرود بود و بعد به ارتفاعات كله‌قندي در منطقه مهران مشغول انجام مأموريت بود که با عبور از روي مين جراحات شديدي برداشت و شهيد شد. در گلزار شهداي كهن‌آباد گرمسار دفن شد.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1386/06/10 توسط قدرت الله قندالی |

زندگی نامه و وصیت نامه شهید والا مقام محمد رضا گیلوری

سال هزار و سيصد و چهل و يك بود و روز ولادت امام رضا عليه‌السلام. خانه‌ي شير محمد اوضاع ديگري داشت. زنها مشتاق و در عين حال مضطرب و در جنب و جوش بودند. صداي گريه‌ي بچه شور و شوقي وصف‌ناپذير به وجود آورد؛ بيشتر از همه در شيرمحمد كه پدر شده بود. اولين فرزندش به دنيا آمد. پدر بزرگ اسم بچه را گذاشت محمدرضا. پسر شيرمحمد كم‌كم بزرگ شد و به مدرسه رفت. درس و مدرسه را در كنار كمك به پدر در كار كشاورزي و دمداري ادامه داد و ديپلم علوم تجربي گرفت. محمدرضا پس از اخذ ديپلم به سربازي رفت و در ژندارمري مشغول خدمت شد. پس از مدتي به كردستان اعزام شد. در آنجا بي‌سيم‌چي بود. وي عاقبت در سيزدهم خرداد هزار و سيصد و شصت و دو در منطقه سردشت به شهادت رسيد.
پيكر شهيد محمدرضا گيلوري در گلزار شهداي روستاي كهن‌آباد گرمسار به خاك سپرده شد.
--------------------------------------------------------------------------------------------

امر به معروف به شیوه بزرگان: برای اقامه نماز در مسجد کنار ان شهید فرزانه نشسته بودم پس از نماز به من گفت "آقای عامری "در رساله دیدم (برای سجده اول باید دستها را زمین گذاشت )فکر می کنم شما اول زانوهایت را زمین گذاشتی .شاید من اشتباه میکنم ! با این تذکر هر وقت نماز میخوانم به یاد او می افتم و با خود می گویم کاش ما نیز در تذکر به دیگران طوری عمل کنیم که هنگام عبادت دیگران با آنان باشیم . شاید از دعای خیر آنان بهره مند شویم. یادش جاودانه باد

                                                                                           امامعلی عرب عامری


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1386/06/06 توسط قدرت الله قندالی |

مجموعه خاطرات درباره شهيد يوسف عامري

يوسف از چهار پنج سالگي نماز مي‌خواند. بچه‌هاي ديگرم وقتي نماز خواندن او را مي‌ديدند خود به خود نماز خوان شدند و نيازي به تشويق نبود.

پدر شهيد

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1386/06/06 توسط قدرت الله قندالی |
فرزند ولي الله   مسئوليت :
متولد 1340 در گرمسار   تاريخ شهادت : 04/12/60
تحصيلات : راهنمايي   محل شهادت : - - كرخه
شغل :   نحوه شهادت :
تاهل : مجرد   عمليات :
يگان : ارتش   محل دفن : گلزار شهداي كهن آباد گرمسار
مدت حضور ماه و روز   بنياد : گرمسار
     


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1386/06/06 توسط قدرت الله قندالی |
مجموعه خاطرات
 
 
شهید والا مقام اسماعیل عامری


چهار سالش بود كه همراه پدر نماز مي‌خواند. حركات پدر را موقع نماز خواندن نگاه مي‌كرد و عين آن را انجام مي‌داد. وقت‌هايي كه خودش تنهايي مي‌خواست نماز بخواند به هر طرفي مي‌ايستاد، حتي پشت به قبله. مي‌گفت: « هر طرفي كه بايستم فرق نمي‌كنه، خدا منو مي‌بينه! ».

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1386/06/06 توسط قدرت الله قندالی |
مجموعه خاطرات

نويسنده : مجتبي ترحمي

ـ حالا كه يه پسر به اسم حسين داريم، خوبه كه اسم اين پسرمون رو حسن بذاريم.
پدر حسن در حالي كه از خوشحالي در پوست خود نمي‌گنجيد اين جمله را گفت. مادر هم با لبخند، رضايت خود را از اين كه براي پسرانشان نام امامان معصوم عليهم السلام را انتخاب كرده‌اند نشان داد.
ده ‌سلطان روستايي در حاشيه كوير گرمسار است. سالهاي دهه‌ي چهل. مردم شهرها از فقر مالي و اجتماعي شديدي رنج مي‌برند، روستاها كه جاي خود دارد.
كار مردم روستا اگر آبي باشد، كشاورزي و دامپروري است. زندگي به سختي مي‌گذرد. خانواده‌ي چاوشي هم با فقر و بي‌كاري دست و پنجه نرم مي‌كنند. سه سال پيش در سال هزار و سيصد و چهل و سه خدا چهارمين فرزند خانواده را به آنها داد.
پدر و مادر براي تأمين خرجي خانه با دل و جان كار مي‌كنند. كار در حمام روستاي كهن‌آباد، پنبه چيني سر مزارع مردم و هر كاري كه از دستشان بر بيايد. بالاخره دوره‌ي سختي است و بايد قوت يك خانواده پر جمعيت را تأمين كرد.
پدر و مادر مجبورند براي كار در كوره حمام، پسر خردسالشان را هم همراه خود ببرند. يك روز پدر و مادر سخت مشغول كار هستند

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1386/06/05 توسط قدرت الله قندالی |

کتاب های نوشته شده تو سط آقای یارمحمد عرب عامری درباره شهدای گرانقدر


كتاب سرباز وطن
مجموعه خاطرات و زندگي‌نامه مربوط به شهيد بزرگوار عطاءالله رياضي از شهرستان گرمسار در 131 صفحه توسط نويسنده آقاي يارمحمد عرب‌عامري جمع‌آوري و تدوين شد و2000 نسخه در تابستان سال 1384 با همكاري بنياد شهيد و امور ايثارگران و ستاد كنگره شهداي استان سمنان به چاپ رسيده.


كتاب سفر بيست و پنجم
مجموعه خاطرات و زندگي‌نامه مربوط به شهيد بزرگوار رضا عامري از شهرستان گرمسار در 98 صفحه توسط نويسنده آقاي يارمحمد عرب‌عامري جمع‌آوري و تدوين شده و در نسخه2000 در تابستان سال 1384 با همكاري بنياد شهيد و امور ايثارگران و ستاد كنگره شهداي استان سمنان به چاپ رسيده.



كتاب تاكوي نيكنامي
مجموعه خاطرات و زندگي‌نامه مربوط به شهيد بزرگوار ذبيح‌الله عامري از شهرستان گرمسار در 115 صفحه توسط آقاي يارمحمدعرب‌عامري جمع‌آوري و تدوين شده و2000 نسخه در پاييز سال 1384 با همكاري بنياد شهيد و امور ايثارگران انقلاب اسلامي استان سمنان به چاپ رسيده.


کتاب حديث قرب
مجموعه خاطرات و زندگي نامه مربوط به شهيد بزرگوار حسن کاسبان از بخش آرادان گرمسار مي باشد که توسط نويسنده آقاي يار محمد عرب عامري در 135 صفحه جمع آوري و تدوين شده. اين کتاب در 2000 نسخه در زمستان 1385 با همکاري بنياد شهيد و امور ايثارگران استان سمنان به چاپ رسيده.


بر سر پيمان . خاطرات شهيد رضا قندالي

 و سه كتاب ديگر براي چاپ رفته كه عبارتند از :
رُمادي 9 .خاطرات آزاده اسماعيل قيومي
من از ديار حبيبم. خاطرات شهيد شيخ حسن رامه اي
استنك ها. خاطرات فشرده شده ي سي و يك تن از شهداي استان سمنان


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1386/06/05 توسط قدرت الله قندالی |

فرازهايي از وصيت‌نامه شهيد ذبيح‌الله عرب‌عامري:

به نام خداوند شروع مي‌كنم كه جانم در قبضه قدرت اوست! به نام خالقي كه هستي‌ام از اوست، مرا به وجود آورد در حالي كه نبودم وهر آن اراده فرمايد نيست مي‌شوم. نمي‌توانم باوركنم با آن همه گناه كه بر دوشم سنگيني مي‌كند اين توفيق نصيبم شود.
خداوندا، اكنون كه رحمت شركت در اين جهاد مقدس را به من عنايت فرموده‌اي، از تو مي‌خواهم مرا بر آن داري كه هر قدم و هر عمل و هر لحظه از زندگي‌ام در اين راه، فقط براي رضاي تو باشد، قصدم قدر داني ديگران و خودنمايي نباشد!
خداوندا، مصلحت كارم را فقط تو مي‌داني، بنابراين خودم را به تو مي‌سپارم و فقط به درگاه خداونديت عرض مي‌كنم!
پروردگارا، عاقبت كارم را به خير منتهي كن! اگر چه وقتي به كارنامه سياه بندگي‌ام مي‌انديشم گمان مي‌كنم فقط شهادت في سبيل‌الله مي‌تواند گناهانم را بريزد و عذاب وجدانم را فراموش كنم.
در صورتي كه به شهادت نائل گردم، براي تسلاي خود فقط آيه انا لله و انا اليه راجعون را زمزمه كنيد!
اميدوارم قدر انقلاب اسلامي را بدانيد و مطيع امر امام خميني باشيد! لحظه‌هاي گذشته را با حال مقايسه كنيد نور ايمان و جلوه‌هاي انسان سازي آن را در جامعه كنوني به وضوح مشاهده خواهيد كرد!
براي سلامتي امام دعا كنيد و منتظر ظهور حضرت مهدي باشيد و اين انتظار را در عمل ثابت كنيد نه به زبان!
از شما تقاضا مي‌كنم در صورتي كه اين وجود ناقابل من مورد قبول درگاه احديت قرار گرفت و به جمع شهدا پيوستم استوار باشيد و گريه نكنيد؛ چون اظهار ناراحتي كردن شما باعث شادي منافقين خواهد شد و استقامت شما باعث نوميدي كفار و منافقين خواهد گرديد!
خدايا، از من التقاطي فكر كردن را سلب كن تا عمر دارم در پناه تو باشم! خدايا، به من صبر و استقامت ده تا در برابر دشمن و آنچه كه تو مي‌خواهي و صلاح مي‌بيني نبرد كنم!
خدايا، وابستگي را از من دور كن كه جز تو به كسي فكر نكنم!


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1386/06/05 توسط قدرت الله قندالی |

فرازهايي از وصيت‌نامه شهيد يوسف عامري:

اگر خدا خواست و من شهيد شدم نگذاريد كه اسلحه من بر زمين بماند! نگذاريد سنگر من خالي بماند! پدر و مادر گراميم، شما هيچ موقع به حرف ديگران نباشيد، كه فرزندتان را بزرگ كرديد به جبهه فرستاديد و شهيد شد. اين كار شما پاداش بس بزرگ خواهد داشت.
شما بعد از شهادت من اگر شده با چنگ و دندان از امام دفاع كنيد، تا ان‌شاءالله در اين جنگ پيروز شويد. شما در كنار امت مسلمان، اسلام را در سراسر جهان پخش كنيد. هيچ‌گاه از ياد خداوند بزرگ و مهربان غافل نشويد؛ زيرا، غافل شدن شما همان و اندوخته كردن گناه و در آتش سوختن هم همان.

اما من در آنجا شما و تمامي امت اسلامي را شفاعت مي‌كنم، وليكن اجابت آن دست خداست. اگر اين بدن فرسوده و مرده را كه پر از گناه است قبول كند، شفاعت را هم خداي بي‌همتا قبول مي‌كند.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1386/06/05 توسط قدرت الله قندالی |

فرازهايي از وصيت‌نامه شهيد يعقوب عرب‌عامري:

« مادرم و خواهرم! مي‌دانيد كه دنيا، محل گذر و فاني ‌است.

 خدا دنيا را محل آزمايش ما انسانها قرار داده است.
اكنون مادر عزيزم، وقت آزمايش ما رسيده، تا به نداي هل من ناصر حسين زمان،

 جواب بدهيم.
مادرم، شايد بر من خرده بگيري كه چرا تنهايت گذاشته‌ام و به جبهه آمده‌ام؟

 ولي مادر، ديگر نمي‌توانستم ببينم‌ كه زالو صفتان از هر طرف قصد هجوم به اسلام را دارند.
مي‌دانم غم از دست دادن فرزند، سخت است. اما از تو مي‌پرسم،

غم از دست دادن امام حسين، براي حضرت زينب سلام‌الله‌عليه سخت نبود؟
مي‌دانم كه فرزند خوبي، برايت نبودم. ولي مرا ببخش و برايم دعا كن،

 تا خدا از گناهانم بگذرد.
اي امت حزب‌الله! شما را به خون شهدا قسم مي‌دهم كه از اسلام، رهبر،

روحانيت و دست آورد‌‌هايشان، حمايت كنيد. نگذاريد بار ديگر، خاكسترذلت،

 بر چهره مسلمانان بنشيند.
به نماز، مخصوصا نماز جمعه و جماعات اهميت دهيد.امام را، تنها نگذاريد.

 مسجدها را پر كنيد. هميشه در صحنه باشيد.»

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1386/06/04 توسط قدرت الله قندالی |

فرازهايي از وصيت‌نامه شهيد عطاءالله رياضي:

حالا كه مدت نود و شش ماه است كه در منطقه جنگي هستم

 و با بعثيهاي عراق مشغول مصاف مي‌باشم افتخار مي‌كنم

 كه بجنگم و به شهادت برسم!


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1386/06/04 توسط قدرت الله قندالی |

فرازهايي از وصيت‌نامه شهيد رضا عامري«قربان قلي»:

آري چه زيباست مرگ در راه تو، شمع‌گونه سوختن‌ انساني كه بتواند روشني‌ بخش جامعه باشد.
خدايا، تو مي‌داني كه بنده‌ي ‌حقير درگاهت، آرزوي ‌شهادت در راهت را جزء بزرگ‌ترين آرمانش مي‌داند، از تو مي‌خواهم كه مرا در صف شهيدان ‌راهت و محشور با شهيدان ‌كربلا و شهيدان ‌صدر اسلام قرار دهي!
خدايا، مرا هر چه زودتر از اين دنيا كه انسان‌ها در آن همواره در حال گناه و معصيت هستند دور كن و به سويت ببر!
گناهاني مرتكب شده‌ام كه فقط تو مي‌داني ‌و بَس! اي‌ خدا، اي‌ پوشاننده خطاها و گناهان، اي توبه‌پذير، توبه‌ي ‌اين بنده‌ي ‌خوار و حقيرت را با كرم و بخششي كه داري بپذير و گناهان‌ ما را ببخشاي!
من بنده‌اي گنه‌كارم؛ ولي عاشق كربلاي ‌حسين، عاشق شهادتم! عاشق ديدار حسينم! خدايا، دوست دارم همچون ياران با وفاي امام ‌حسين عليه‌السلام باشم و با كفّار و مشركين ستيز كنم!
خدايا، دوست دارم همچون انصارحسين از دنيا بروم و جز با شهادت جور ديگري نميرم!
تنها شهادت در راه توست كه مي‌تواند مرا از گرداب گناه نجات دهد. خداوندا، تو خود از حال من با خبري! تو خود مي‌داني گنه‌كارم و در برابر آن‌ همه لطف و بخشندگي‌هاي تو، من معصيت انجام دادم و كارهايي كردم كه تو را به خشم و غضب وا داشت! اكنون دست ‌گدايي به سوي تو دراز كردم، از تو مي‌خواهم از گناهان گذشته‌ام صرف نظر كني و مرا مورد فضل و كرمت قرار دهي؛ همچنان كه در گذشته قرار دادي و احسانم كردي! ‌
خداوندا، مرا ببخش كه نتوانستم علم ‌و دانش كسب كنم؛ اما تو خود مي‌داني كه در درونم و قلبم به تو ايمان داشتم!‌
بار خدايا، چه ‌بسيار رخ داده كه خود را بيشتر از آن ‌چه هستم نشان دادم، چه ‌بسيار خود را بهترين مي‌پنداشتم! خداوندا مرا ببخش و بيامرز! ‌


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1386/06/04 توسط قدرت الله قندالی |

زندگی نامه و وصیت نامه شهید والامقام حسن لهردی

در سال هزار و سيصد و چهل و چهار در روستاي كهن‎آباد گرمسار به دنيا آمد. تا سوم دبيرستان درس خواند و عازم جبهه شد.
در عملياتهاي محرم و بيت‎المقدس شركت كرد. پس از چند مرحله اعزام به صورت بسيجي، به خدمت سربازي رفت. دوره‎ آموزشي را در پادگان باغرود نيشابور گذراند و عازم مناطق باختران و مهران شد.
با اينكه خدمت سربازي را تمام كرده بود، ترك جنگ را جايز ندانست. ذكاوت، همت و اخلاص او باعث شد تا به عنوان سر گروه شناسايي خدمات صادقانه‎اي انجام دهد.
در نهم تيرماه سال شصت و چهار در منطقه مهران به شهادت رسيد. جنازه‎اش به زادگاهش انتقال يافت و در گلزار شهداي كهن آباد به خاك سپرده شد.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1386/06/03 توسط قدرت الله قندالی |

فرازهايي از وصيت‌نامه شهيد سيد ابراهيم دهقاني:

پدر عزيز و خسته تنم، بوسه مرا از راه دور به دستان پينه بسته‌ و پيشاني پرچين و چروكت كه نشان از سختي روزگار است پذيرا باش!
مادرعزيزم، مگر نمي‌داني كه تربت كربلا عزيز و به حرمت خون شهيدان است؟ مگر نمي‌داني كه مهر و تسبيح ما از تربت خاك كربلاست؟ به خاطر اين است كه ما هميشه به ياد شهادت باشيم! هدف ما حفظ انقلاب ناب محمدي صلي‌الله‌عليه ‌وآله حمايت از جان و مال مردم است و ننگ هميشگي بر چهره جنايتكاران است. من راه خودم را كه مبارزه با فساد و پستي است ادامه دادم. حال تقدير اين است كه بميرم. پس خودتان را به هيچ وجه ناراحت نكنيد!


ادامه مطلب...